خب من اول باید یه سلام بکنم به تمامی اساتید بازی که اینقدر زحمت میکشن
راستش من خیلی تعجب کردم که چرا در مورد بازی WOW توی انجمن تاپیکی نیست و گفتم که بهتره من اولیش باشم
همون طوری که از اسم تاپیک معلومه قراره من توی این تاپیک از بازی وارکرافت که شامل آموزش ها،پچ ها،هک و سرور هاست صحبت کنم و از تمامی اساتید بزرگوار خواهش میکنم که من را توی این تاپیک یاری دهند
================================================== =============================
خب اول یه خورده در مورد خود بازی و داستان اون شروع کنیم تا بعد بریم سراغ کلاس ها و آموزش ها و دیگر چیز ها
همون طوری که خودتون میدونید WOW برترین و پر طرفدار طرین بازی آنلاین دنیا هستش که در چهار فصل یا چهار مجمو عه یا چهار قسمت عرضه شد که مجمو عه ها شامل:
1-World Of Warcraft Classic
World Of Wacraft Burning Crusade-2
World Of Warcraft Wrath Of The Lich King-3
World Of Warcraft Cataclysm-4
و اگر هم خواسته باشید هرکدوم رو که بگید واسه دانلود بگذارم...
بازی وارکرافت اول قرار بود که به عنوان یه پروژه شرکتی برای آموزش بچه ها در برابر خطرات بود که قرار بود اول توسط شرکت Ubisoft ساخته و اجرا بشه که بعد از 1 سال تحقیق کارگردان این مجموعه (Jeff Kaplan) قرار شد که بعنوان یه بازی تاریخی آنلاین توسط شرکت بلیزارد(Blizzard) عرضه بشه
بلیزارد حدود اوایل سال 2002 شروع به ساخت سرور ها و چهره پردازی بازی و ساخت صحنه کرد که در سال 2004 ساخت بازی به اتمام رسید و در تاریخ 4 جولای سال 2004 اولین مجموعه بازی عرضه شد که در یک سال توانست حدود 63.2% فروش سالیانه بازی های آن زمان را کسب کند و تا الآن حدود 89 درصد از بازیکنان از بازی وارکرافت استفاده میکنن
================================================== =============================
حب حالا بریم سراع داستان اصلی بازی:
داستان بازیدر روزی از روزها در یکی از شهرهای خیالی این جهان شاهزاده ای متولد شد در آن زمان اسم او را شاهزاده آرتاس گزاشتند او بسیار نیرومند و باقدرت بود و چشم تمام مردم آن ملت روزشماری پادشاهی ابرمردی چون آرتاس را میکرد بله او بزرگ شد و به مرد تنومندی تبدیل شد او بسیار دل رحم و مهربان بود و از مردم کشورش هچون بچه های خودش محافظت میکرد تا اینکه و در روزی آرتاس و لرد آدر که یکی از دست نقره ای ها پالادین به حساب می آمد با او به جنگ با ارک ها پرداخت در آن زمان ارک ها و انسان همچون دیوانگان دست بر لجاجت میزدند و با هم میجنگیدن در یکی از جنگ ها آرتاس با آدر مامور شدند که یکی از فرمانده هان قوی ارک را از بین ببرند و همین کار را هم انجام دادند
و از اینجا بود که آدر با موجودات اهریمنی روبه رو شد بله با آنددهایی که تمام ملت ها را به آتش کشاندند آرتاس خبر قتل بی رحمانه مردمش را در نورث لند و جاهایی دیگر شنیده بود که توسط آنددها به قتل میرسیدند آرتاس با جینا پرادمور که یکی از جادوگران ماهر بود همراهی میکرد آنها سر نخ هایی از وجود اهریمن در آن سرزمین به دست آوردن و محموله پیدا کردند که جادوی شیطان بزرگ در آن دمیده شده بود و اگر شهروندان از آن استفاده میکردند تبدیل به زامبی موجودی وحشتناک میشدند آرتاس در پی آن آمد که جلوی این کار بی رحمانه آنددها را بگیرد ولی او دیر رسیده بود و محموله ها به شهر برده شده بودند آرتاس با یکی از جادوگران آندد مواجه شد که مسعول خرابکاری در کالیمودور بود او را در همان زمان کشت بعد از آن تازه داستان آرتاس شروع شده بود و سرنوشتش د حال رقم خوردن بود آرتاس که دید هیچ کاری دیگر از دستش بر نمی آید به فکر این رسید که قبل از
اینکه مردمش به زامبی تبدیل شوند آنها را شبانه به قتل برساند چون آنها اگر هم آرتاس آنها را نمیکشت آنها تبدیل به آندد میشدند آرتاس پیشنهادش را به لرد آدر و جینا پرادمور گفت اما با مخالفت آدر و جینا موجه شد آدر گفت : پسرک مگر تو دیوانه شده ای مردمترا به قتل برسانی بدان که من تو را در این راه هیچ گاه یاری نخواهم کرد آرتاس گفت : من مافوق تو هستم آدر و به تو دستور میدم به عنوان پادشاه آینده مرا در این راه همیاری کنی و اگر نمیکنی از جلوی چشم من دور شو که من این کار تو یک خیانت به حساب خواهم آورد و تو مجازات خواهم کرد لرد آدر گفت : لعنت بر تو ای آرتاس من میروم همچنین جینا هم با او به راه افتاد و از قرارگاه آرتاس دور شد و فقط وفاداران به او ایستادند در اینجا بود که آرتاس با مالگانس مواجه شد کسی که او را به تمام بدبختی ها و روح شیطانیش نزدیک میکرد سراناجم آرتاس توانست مردمانش را به قتل برساند و برای دنبال کردن شیطان کوچک مال گانس راهی نورث لند شد و در نورث با مورادین همکار قدیمی خودش برخورد کرد او گفت که ما در دام آندد ها هستیم تو میتوانی ما را نجات دهی و در اینجا بود که مورادین به آرتاس بدترین خبری را نقل کرد بله داستان شمشیر فراست مورن آرتاس برای کشتن مال گانس تا هر جا دنبال آن شمشیر با مورادین راهی کوه های برفی و یخی شد و سرانجام تواست آن را پیدا کند اما مورادین با یک چیز غیر قابل منتظره روبه رو شد به آرتاس گفت: آرتاس این شمشیر نفرین شده است و اگر کسی آن را به دست بگیرد بدترین نفرین ها بر او نازل خواهد شد آرتاس با بی اعتنایی به مورادین گفت : من برای نجات کشورم هر نفرینی را تحمل خواهم کرد مورادین که در لحظه برداشت شمشیر از آن گوی بلورین بود که سبب شد مورادین در آنجا با اصابت بلورهای شمشیر به قتل برسد آرتاس برگشت و به سراغ مال گانس شیطان کوچک رفت او را کشت و به شیطانی بزرگ تبدیل شد که تحت فرمان تیچاندریوس فرمانده آنددها شد.
داستانی که خواندید ترجمه شده قسمت هایی از داستان اصلی هستش که میتونید داستان اصلی رو توی سایت اصلی بازی(Bllizard) مطالعه فرمایید
درباره جرجیس
انجمن تفریحی ، فرهنگی و آموزشی جرجیس که در تاریخ : 2009/11/13 افتتاح گردید ،انجمنی هست کامل وشامل تمام موارد موجود در نت. این انجمن به کمک کاربران و مدیران خوب خودش اداره میشود و وابسته به سازمان یا نهاد خاصی نیست.انجمن جرجیس کاملا تابع قوانین کشور عزیزمان جمهوری اسلامی ایران بوده ودر سایت ساماندهی نیز به ثبت رسیده است. بنابراین رعایت کامل قانون جرائم رایانهای الزامی می باشد.منتظر پیشنهادها و انتقادهای سازنده همه عزیزان هستیم.
تماس با مدیریت : jerjisforum@gmail.com





پاسخ با نقل قول



علاقه مندی ها (Bookmarks)